معين الدين نطنزى
224
منتخب التواريخ معينى ( فارسى )
خوش و عمارات دلكش در اطراف و جوانب شهر بنياد نهادند . و از ربع مسكون خلايق روى بدان خطهء مبارك آورده در سايهء عدل و مرحمت حضرت امير صاحبقران پناه بردند . تمام به همان طريق و قاعده كه در زمان غربت و ناكامى با خداى تعالى شرط كرده بود بر همان منوال با خلق خداى پيشگرفت . اول : بفرمود تا در مجموع راهها يام ببستند ، و خرابهها را كه در ممر خلق واقع بود معمور ساخته رباطهاى عالى و خوانق عمارت كرده بر روى فقرا و مساكين بناى سبيل ابواب برّ مفتوح گردانيد . ديگر : محبت اهل بيت حضرت رسالت - صلوات اللّه و سلامه عليه - بر خود فرض دانسته با سادات احترام و اعزاز و اكرام مالاكلام پيش برد ، و تعظيم ائمه و علماى اسلام و قضات و مشايخ كرام به مثابهاى نمود كه علم را رواجى بسيار و طلاب را ادرار بيش از مقدار مقرر شد . به واسطهء آن نيز چندان هزار صاحب كمالات ذو فنون و مستعدان دريا درون از حد حصر بيرون از پرتو فضلهء صدقات خاندان بزرگوارش در اين روى روزگار ظهور كردند ، و هر [ ذو ] فنّى خلعت كمال پوشيده هر صاحب كمال به عزت و جاه و جلال رسيد . چون تا اين مدت از كنار رقعهء تفرج هنگامهء بساطنشينان بسيط خاك مىفرمود و مترصد دولتى چنين بزرگ مىبود از افعال سلطان ماضى و اطوار امراء سلف به حكم « خذ ماصفى و دع ما كدر » آنچه موافق صلاح ملك و مطابق فلاح مسلمانان باشد شعار خود مىساخت و غير آن را پيرامون نمىگرديد و از آن متنفر مىبود . به اندك فرصت مجموع توابع و حواشى و امرا و وزرا از اركان دولت و اعيان حضرت به صفت « النّاس على دين ملوكهم » متصف شدند . ساير عوام نيز به واسطهء « الانسان عبيد الاحسان » كمر اطاعت بر ميان جان بسته ، شعر : جان كمروار بر ميان بستند و تا غايت يكجهتانه سر صدق و اختصاص بر خط اخلاص نهادند كه اگر امير صاحبقران مثلا متوجه خاوران يا قيروان بودى و يك متنفس را در تختگاه قايممقام فرمودى از حضور حضرت بزرگوارش تا آن گماشته يك سر موى هيچ فرق